رقابت در بازار گاز؛ ال ان جی یا خط لوله؟

گاز
شکل ظاهری
  • کوچکتر کوچک وسط بزرگ بزرگتر
  • فونت پیش فرض Helvetica Segoe Georgia Times

به گزارش انرژی پست 24، با توجه به رشد بازارهای گاز در آسیا، یک سوال مهم این است که گاز صادراتی خط لوله می‌تواند به مانند غرب یک جایگزین رقابتی جذاب در شرق نیز ایجاد کند ؟

علیرغم ناکامی ظاهری در توسعه‌ی خط لوله گاز بین کشورهایASEAN، به نظر می‌رسد که پاسخ این سوال حداقل در برخی کشورها مثبت بوده و چین آشکارترین مثال از کشوری است که در حال بیشینه‌سازی تنوع منابع تامین گاز خود است.

در حال حاضر خط لوله گاز محور شمالی چین برای این کشور بسیار مهم است. این خط لوله که از سیبری شرقی شروع می شود، یک منبع بالقوه حیاتی عرضه تا سال ۲۰۲۵ (تا ۳۸ میلیارد متر مکعب در سال) را فراهم می‌کند که به وضوح می‌‌تواند جایگزین ال ان جی وارداتی چین شود. اگرچه این خط لوله تمام ریسک‌های استراتژیک خطوط لوله، ازجمله قرار گرفتن  در معرض تسلط یک قدرت بیگانه به طور بلند مدت برای دریافت یک منبع حیاتی انرژی را با خود به همراه دارد، اما به نظر می‌رسد  این نکته که این گاز در صورت عدم صادرات به چین بلااستفاده می‌ماند، موجب اعتماد به نفس نسبتاً بالای مقامات چین در چانه‌زنی خود با روسیه شده است. در واقع، مذاکرات برای احداث دو خط لوله دیگر، یکی در نقاط شرقی ساخالین و یکی در غرب از طریق منطقه آلتای روسیه نیز در جریان بوده و این روند به طور مؤثری تحت کنترل مقامات چینی است. با این اوصاف، گزینه تصویب کردن دو مسیر جدید، قدرت مذاکره‌ای بیشتری را هم در مقابل روسیه و هم در مقابل تأمین‌ کنندگان ال ان جی برای چین فراهم می‌کند، زیرا تهدید کاهش تقاضای ال ان جی به وسیله قرارداد خط لوله ی دیگر با روسیه، می تواند فروشندگان ال ان جی را در انعقاد قرارداد های جدید منعطف تر کند.

البته شرکت‌های چینی تعادل را بین هر دو گزینه خود رعایت کرده‌اند، به طوریکه  یک قرارداد ۳ میلیون تنی در سال با شرکت   “Yamal  LNG”  بسته شده است. در واقع چین علاقه مند است که نه تنها به عرضه‌های ال ان جی بلکه به توسعه مسیر دریای شمال که می‌تواند یک شریان استراتژی مهم به اروپا را فراهم کند، نزدیک شود.خطوط لوله گاز روسیه به چین

 

البته، این گزینه‌ها برای تمام کشورهای آسیایی در دسترس نیستند، زیرا بازارهای گاز آن‌ها به اندازه چین بزرگ نیست و موقعیت جغرافیایی‌ آن‌ها چنین گزینه‌های متنوعی را در اختیار آنها  قرار نمی دهد. با این اوصاف، برای بعضی، مثال چین می‌تواند نشانگر خوبی برای برنامه‌ریزی عرضه در آینده باشد. به عنوان مثال، هند تاکنون ال ان جی وارد کرده و در جستجوی کشف فرصت‌هایی برای احداث خط لوله از خاورمیانه و آسیای مرکزی است.

البته در نهایت این دو منبع (ال ان جی و گاز خط لوله) محصولات مشابهی هستند اما به دلیل عوامل مختلف تجاری و سیاسی که در واردات آنها وجود دارد،  هر کدام می‌توانند تنوع‌های استراتژیک و همینطور اقتصادی مهمی ارائه کنند.

بازارهای آسیایی در سال ۲۰۱۸، ۷۲ درصد از تقاضای جهانی ال ان جی را به خود اختصاص دادند و این درحالیست که واردات ال ان جی در مقایسه با سال ۲۰۱۷ به میزان ۱۳ رشد کرده است. در سال ۲۰۱۸ آژانس بین‌المللی انرژی، بازارهای آسیایی را به عنوان نیروی پیشرانه اصلی برای تقاضای آینده بازار گاز معرفی کرد. با توجه به انتظارات پایین برای رشد تولید داخلی گاز در کشورهای آسیایی و همچنین طولانی بودن خطوط لوله گاز که نیاز به زمان زیادی برای احداث دارد، انتظار می‌رود که رشد تثاضای ال ان جی ادامه داشته باشد.


نرخ‌های رشد سالانه واردات ال ان جی در بازارهای آسیایی

 

ژاپن

ژاپن با واردات ۱۱۱ میلیارد مترمکعب  ال ان جی در سال ۲۰۱۸ و همچنین سطح بسیار پایین تولید داخلی، بزرگترین بازار ال ان جی باقی ماند. تقریباً دو سوم واردات ال ان جی این کشور در بخش تولید برق، ۱۸ درصد در صنعت و باقی آن در بخش‌های مسکونی و تجاری مصرف می‌شود.

چین

اشتهای چین برای واردات در حال رشد ال ان جی در سه سال گذشته بسیار حائز اهمیت بوده و مسئول رشد قیمت ال ان جی در فصل زمستان بوده است.

تقاضای گاز چین از سال ۲۰۱۶ تا سال ۲۰۱۷ به میزان ۱۵ درصد و از سال ۲۰۱۷ تا سال ۲۰۱۸ به میزان ۱۳ درصد افزایش یافته که البته این رشد تقاضای تا حد زیادی به دلیل سیاست‌گذاری دولت این کشور برای جایگزین کردن ذغال سنگ با گاز به خصوص در بخش‌های مسکونی و صنعتی بوده است. پیش بینی تقاضای ال ان جی چین در سال ۲۰۳۰ بین ۱۳۲ تا ۱۶۳ میلیارد متر مکعب  تخمین زده می شود.

کره جنوبی

در سال ۲۰۱۸، کره جنوبی با وارد کردن ۵۷.۷ میلیارد متر مکعب ال ان جی ( افزایش ۲۱.۱ درصدی در مقایسه با ۲۰۱۷) بازار را غافلگیر کرد. قطعی برق تولیدی از نیروگاه‌های اتمی در سال ۲۰۱۸ (به واسطه نگرانی‌های ایمنی) منجر به افزایش مصرف ال ان جی در بخش تولید برق این کشور شد.

چشم‌انداز تقاضای ال ان جی کره جنوبی در سال ۲۰۳۰ در بازه ۶۱ تا ۶۹ میلیارد متر مکعب تخمین زده می شود، زیرا سیاست‌گذاری دولت باعث شدت گرفتن مصرف ال ان جی برای کاهش مصرف انرژی هسته‌ای و ذغال سنگ می‌شود.

هند

علیرغم پتانسیل رشد اقتصادی قابل توجه در آینده، تعیین چشم‌انداز تقاضای گاز و ال ان جی در هند مشکل است. این تا حدی به سیستم پیچیده مدیریت قیمت‌ها و تخصیص عرضه به بخش های مختلف تقاضا، نبود برنامه برای ایجاد یک زیرساخت گسترده انتقال گاز داخلی مرتبط است.

تقاضای ال ان جی هند در آینده به رشد بخش صنعتی  و بخش تولید برق  بستگی دارد. در حالی که هند پتانسیل تبدیل شدن به یک بازار بزرگ واردات ال ان جی را دارد، اما محدودیت‌های زیرساختی که مانع رسیدن گاز به مشتری‌ها می‌شوند و توان مالی برخی از بخش‌ها ، همچنان موجب مشکل بودن پیش بینی تقاضا خواهند شد. چشم‌انداز فعلی واردات ال ان جی هند در سال ۲۰۳۰ در بازه ۴۲ تا ۵۲ میلیارد متر مکعب قرار دارد.

روند واردات ال ان جی در سال های ۲۰۳۰-۲۰۱۸
 

اروپا

حجم‌های وارد شده به این منطقه در سال‌های مختلف تفاوت بسیار شدیدی دارند و دلیل آن نوسانات بازار اروپا است. در نتیجه، انتظار می‌رود که این منطقه به متعادل شدن بازار در زمان‌ تقاضای بالای آسیا(مانند بعد از سال ۲۰۱۱ در پی فاجعه فوکوشیما) و همین‌طور به جذب هرگونه مازاد ال ان جی ورودی بازار کمک کند. در سال ۲۰۱۸، بازار اروپا ۱۶ درصد از تجارت بازار جهانی ال ان جی را در اختیار داشت، درحالیکه  اروپا می‌تواند فقط با اتکا به زیر‌ساخت‌های فعلی خود، مقدار بسیار بیشتری ال ان جی وارد کند. اما سوال اصلی این است که آیا در اروپا به ویژه تا سال ۲۰۳۰ جایی برای ال ان جی باقی می ماند؟

اروپا به خودی خود یک بازار مختص ال ان جی نیست. اروپا بازاری با تقاضای گاز است که می‌تواند در فرم تولید بومی، واردات از طریق خطوط لوله و یا ال ان جی به آن دست یابد. بعد از یک افت پیوسته بین سال‌های ۲۰۱۴-۲۰۱۰، تقاضای گاز طبیعی در اروپا در سال‌های ۲۰۱۷-۲۰۱۵ دوباره شروع به صعود کرد که به واسطه ترکیبی هوای سرد زمستانی (مصرف انرژی بیشتر برای گرم کردن)، بهبود شرایط اقتصادی و ارسال‌های رو به افزایش گاز به بخش تولید برق به دلیل جایگزینی ذغال سنگ با گاز بوه است.

جایگاه آینده گاز طبیعی در سیستم انرژی اروپا، واردات گاز از جمله ال ان جی خواهد بود. اما این آینده با شک و تردید‌های بزرگی در نتیجه سیاست‌گذاری‌های تغییرات آب و هوایی روبه‌رو است.

با این وجود، نقش گاز طبیعی در تولید برق اروپا می‌تواند در سال‌های پایانی دهه ۲۰۱۰ و اوایل دهه ۲۰۲۰ به لطف افول مورد انتظار ذغال سنگ  در مصارف انرژی، افزایش یابد. از طرفی با توجه به قوانین سختگیرانه بر روی تولید گازهای گلخانه‌ای و ممنوعیت اعمال یارانه برای تمام کارخانه‌های کربن از سال ۲۰۲۵ ، تولیدکنندگان باید به زودی در مورد آینده کارخانه‌های ذغال سنگ تصمیم بگیرند.

به طور خلاصه ، انتظار می‌رود که تقاضای گاز طبیعی در سه بخش اصلی که تا حدود ۸۰ درصد بازار اروپا را به خود اختصاص می‌دهند (تولید برق، مسکونی و صنعتی)، حداقل در نیمه اول دهه ۲۰۲۰ و حتی شاید تا سال ۲۰۳۰ بالا باقی بماند. استفاده از گاز در بخش حمل و نقل هم در صورتی توسعه می یابد که حمایت مناسب برای اشخاص و مشاغل عمومی به منظور استفاده از ال ان جی و گاز طبیعی متراکم‌شده (CNG) در حمل و نقل جاده‌ای و دریایی به منظور بهبود کیفیت هوا در بندرهای اروپایی فراهم شود.

به عنوان بخشی از استراتژی بلندمدت ” یک سیاره پاک برای همه” اتحادیه اروپا، نقش رو به افزایش گاز در  سبد انرژی اتحادیه اروپا همراه با شکل کربن‌زدایی شده‌اش خواهد بود.

در سال ۲۰۱۸، تولید داخلی گاز حدود ۴۶ درصد نیازهای اروپا را پوشش می‌داد، در حالی که واردات از طریق خط لوله ۴۱ و ال ان جی، ۱۳ درصد آن را به خود اختصاص می‌داد.

بعد از سال ۲۰۲۵، تقاضا برای گاز طبیعی (به ویژه گاز بدون استفاده) ممکن است در نتیجه سیاست‌های کربن‌زدایی شروع به کاهش کند. لذا واردات گاز، کلیدی برای برآورده کردن نیازهای منطقه‌ای بوده و درنتیجه  گاز روسیه و ال ان جی، منابعی هستند که در تأمین این نیازها با هم رقابت می‌کنند.

منبع: اندیشکده آکسفورد

 

اخبار نفت و گاز | اخبار نفتی | اخبار نفت جهان | اخبار نفت ایران | اخبار انرژی | اخبار پتروشیمی | اخبار انرژی | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز

 

پر خواننده ترین اخبار