«دور منطقی» در استراتژی صادرات نفت

نفت
شکل ظاهری
  • کوچکتر کوچک وسط بزرگ بزرگتر
  • فونت پیش فرض Helvetica Segoe Georgia Times

درباره اقدام اخیر و گذشته عربستان برای مشارکت در طرح‌های پالایشی و شیمیایی بسیار شنیده‌ایم و بحث درباره اهمیت و لزوم سهامداری ایران در پالایشگاه‌های داخلی و خارجی نیز مکرر مطرح شده است. می‌دانیم براساس محاسبات ساده اقتصادی برای کشوری با حجم ذخایر نفت و گاز توسعه نیافته مثل ایران، توسعه صنعت پالایش غیراقتصادی است. (از لحاظ هزینه فرصت) حال فرض کنیم هدف انجام این کار غیراقتصادی باشد، یعنی بخواهیم یک مشارکت استراتژیک برای فروش نفت تشکیل دهیم.

سوال این است که چگونه باید این کار را انجام داد؟

اقدام عربستان به سهامداری در پالایشگاه‌های خارجی متکی به دو واقعیت بوده است: صادرات حدود هفت‌ میلیونی (حدود 1.8 برابر کل ظرفیت تولید نفت ایران) که باعث می‌شود این کشور یک بازیگر موثر و کم‌نظیر در بازارهای نفت باشد؛ و حجم عظیم ثروت نفتی که پشتوانه‌ای برای سرمایه‌گذاری است (و آن هم به همان صادرات برمی‌گردد.) هیچ یک از دو واقعیت مذکور درباره ایران صادق نیست. ظرفیت تولید ایران در 2019 به اندازه نیم قرن قبل (دهه 1970) و حتی کمتر است؛ یعنی حدود چهار میلیون بشکه در روز و صادرات نفت در محدوده صفر تا 500هزار بشکه در روز نوسان می‌کند.

اساساً چنین سرمایه‌گذاری‌هایی برای کشوری منطق اقتصادی دارد که دهه‌ها حداکثر تولید را از منابع خود صورت داده، نه ایران که ده‌ها میدان نفتی و گازی توسعه نیافته دارد و با واقعیتی مثل «آب‌تیمور» مواجه است؛ میدانی که تولید از آن اکنون 50هزار بشکه در روز است و با یک رژیم مالی مناسب می‌تواند 450هزار بشکه در روز نفت تولید کند. یک بررسی ساده می‌تواند نشان دهد تنها با بهینه‌سازی تولید، ظرفیت تولید نفت ایران می‌تواند به پنج م.ب.د.ر برسد و با توسعه میادین غرب کارون و دیگر مناطق کشور توسط صاحبان فناوری و منابع مالی، تولید هشت‌میلیونی به سادگی محقق می‌شود.

سوال: چگونه ایران می‌تواند مانند عربستان از ذخایر عظیم خود نفت بیشتری تولید کند و به چنان درآمدهای هنگفتی دست یابد و آن را برای سرمایه‌گذاری (مثلاً در خرید پالایشگاه، ولو باوجود غیراقتصادی بودن این کار) صرف کند و ضمناً این کار را با صرفه اقتصادی انجام دهد؛ یعنی آن قدر نفت تولید کرده باشد که جز گران‌ترین منابع، چیزی باقی نمانده باشد و منابع ارزان و آسان در حال تولید باشند؟

پاسخ: با مشارکت‌های برنده - برنده و بلندمدت استراتژیک با غول‌های نفتی و دیگر بازیگران. یعنی ارائه قراردادهای جذاب و بلندمدت نفتی به شرکت‌های بین‌المللی، کاری که در چند دهه اخیر هرگز صورت نگرفته است. این پاسخ مستلزم یک «دور منطقی» است. یعنی برای ایجاد مشارکت‌های استراتژیک (برای فروش نفت و تضمین صادرات) نیازمند همان مشارکت‌های استراتژیک (در توسعه میادین) هستیم. این واقعیتی است که نادیده گرفتن آن باعث شده چند دهه مشارکت‌های استراتژیک در توسعه میادین شکل نگیرد، و تلاش برای مشارکت‌های استراتژیک در فروش به جایی نرسد.

برای فروش، باید نفتی تولید شود و تولید نیازمند توسعه است. برای کشوری مثل ایران، با رژیم مالی و قراردادی بالادستی حاکم در چند دهه اخیر، توسعه نمی‌تواند به بهترین شکل صورت گیرد. نسخه‌های «مشارکت در تولید» و «امتیازی» به همین دلیل ساده جهان‌شمول شده‌اند و قراردادهای «خدماتی» به همین خاطر (جز در زمان نوسانات اجتماعی) طرفدار چندانی ندارند.

اقدام اخیر دولت در ارائه مشوق به توسعه پالایشگاه‌ها به دلایل متعدد از جمله آنچه در این نوشته ذکر شد احتمالاً نمی‌تواند تحرک چندانی در این بخش ایجاد کند.

 

اخبار نفت و گاز | اخبار نفتی | اخبار نفت جهان | اخبار نفت ایران | اخبار انرژی | اخبار پتروشیمی | اخبار انرژی | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز

پر خواننده ترین اخبار