دانستنی پست

با نگاهی به بزرگترین بخش تاریخ بشریت، تنها یک ابرقدرت در دنیای وجود دارد و آن ایالات متحده نیست، بلکه این کشور چین است. و حالا چینی ها یکبار دیگر در رقابت برای گرفتن سلطه جهانی بوده و بیشتر و بیشتر به نظر می آید که آنها از اقتصاد آمریکا در حال گذر هستند. و این عجیب نیست که دونالد ترامپ اینقدر سعی می کند تا آنها را با جنگ تجاری به عقب براند و اقدامات او در این راستا اثر فاجعه آمیزی بر صنایع زیادی در سرتاسر دنیا به خصوص بر خود ایالات متحده داشته است. در این بخش دانستنی پست به این موضوع می پردازیم که این جنگ تجاری چطور شروع شد و چه کسی در واقع برنده آن است.

۱۸ سال پیش سازمان تجاری جهانی، چین را بعد از مذاکرات متعدد و اعمال بعضی تغییرات در اقتصاد چین، به عنوان عضو قبول کرد. و جالب است بدانید خود ایالات متحده مشوق ورود چین به سازمان تجاری جهانی بود. اقتصاد چین یکی از اقتصادهای در حال رشد سریعی در دنیا بود و آمریکا سهم خود را در این رشد اقتصادی می خواست. ایالات متحده میلیاردها دلار در اقتصاد در حال شکوفایی چین سرمایه گذاری کرد و سرمایه گذاری دلاری را در عرض ۵ سال دو برابر کرد. با بدست آوردن دسترسی به سرمایه بین المللی و بازار جهانی، چین شکوفا شد. کارخانه های بوجود آمدند که کالاهای تولیدی صرفا برای صادرات به نقاط مختلف جهان از جمله ایالات متحده در نظر گرفته شده بود. بعضی از آمریکایی ها داشتن نگران می شدند. همانطور که می بینید شرکت های چینی از نیروی کار و ماده اولیه ارزان برخوردار بودند اما بزرگترین مزیت آنها این بود که تولیدکنندگان چینی تحت فشار قانون حق مالکیت معنوی یا همان کپی رایت نبودند. اوضاع کمی خنده دار هم شده بود یک مخترع قاب گوشی همراه را با مونوپاد توکار در کیک استارتر به نام خود ثبت می کرد و علامت تجاری برای آن در نظر میگرفت، اما کمتر از یک هفته بعد، او اختراع خود را به مراتب ارزانتر در بازار چین می دید قبل از اینکه شرکتی در اختراع او سرمایه گذاری کند.

در حالت کلی، كالاهای تقلبی ضرر مالی حدود ۶۰۰ میلیارد دلار برای اقتصاد ایالات متحده در سال  داشت و ۸۷ درصد كالاهای تقلبی از چین آورده میشد.  و در اینجا دونالد ترامپ که در سخنرانی های انتخاباتی خود قول داد که موضوع سختی نسبت به چین می گیرید رییس جمهور شد. در سال ۲۰۱۷ ترامپ تحقیقات رسمی را نسبت به سیاست چین شروع  کرد که باعث عصبانیت و خشم مقامات در چین شد. «شی جین پینگ» - رییس جمهور چین، آمریکا را با اعمال تحریم ها تهدید کرد که اگر به پیشینه این موضوع نگاه کنیم اقدام خیلی هوشمندانه ای نبود برای اینکه ترامپ هم با همین روش می توانست واکنش نشان دهد. یکی از اولین اقدامات ترامپ خارج کردن ایالات متحده از پیمان تجاری اقیانوس آرام یا شراکت ترنس-پسیفیک بود. توافقنامه جامع و فراگیر تجاری با کشورهای آسیایی که به همراه خود کاهش تعرفه ها و تقویت تجارت آزاد را داشت. با در نظر نگرفتن اینکه این موضوع از باراک اوباما به جا مانده بود ترامپ بیشتر و بیشتر دست به اقدامات خصمانه ای زد.  ابتدا او تعرفه های ایالات متحده را در ماه مارس ۲۰۱۸ به مبلغ ۳ میلیارد دلار به کالاهای چینی همچون ابزار الکترونیکی، پوشاک و تجهیزات علمی بست. چین خیلی سریع تعرفه های خود را به کالاهای آمریکا همچون سویا، طلا و پارچه بست. این همین جایی بود که جنگ تجاری شروع شد و تا الان ادامه دارد، ترامپ و «شی جین پینگ» یکدیگر را تهدید کرده و سپس تعرفه های جدیدی هر چند ماه اعمال میکنند. بعضی اوقات به نظر می آید که دو رییس جمهور نهایتا باید مذاکرات موثری انجام دهند و نهایتا به یک توافق دوجانبه برسند، اما تا الان هیچ خبری از توافق نیست.

به نظر می آید که جنگ تجاری به این زودی ها تمام نمی شود اما چه کسی پیروز این جنگ است؟

تنها موضوعی که برای ترامپ مهم است  - کسر درآمد تجاری است و اینکه واردات ایالات متحده از چین نسبت به صادارات به آن چقدر است. متاسفانه، این کسر درآمد در واقع کمتر نمی شود اما با روال و سرعت قبل هم افزایشی ندارد اما این را نمی توان پیروزی بزرگی بشمار آورد. و دیگر، تبعات هزینه های ادامه جنگ تجاری در ایالات متحده کاملا حس می شود. کالاهای که به آنها تعرفه بسته شده برای خط آخر مصرف کننده است که باید مبلغی به مراتب بیشتر برای خرید آن پرداخت کنند. و در واقع این اتفاق در حال رخ دادن است که زمانیکه شما تورم در دوره ی قبل از تعرفه ها و بعد از آن را مقایسه میکنید تها چیزی که می بینید افزایش فاحش تورم است.    

در این جنگ تجاری دیگر بخشی که صدمه دید – سرمایه گذاری خارجی بود. در مقایسه با آمریکایی هایی که هنوز مبالغ زیادی در چین سرمایه گذاری می کنند، جریان پولی چینی ها کاملا متوقف شده و به جای آن، پول های چینی ها در اروپا و کشورهای آسیایی جاری شده است. پس قطعا نمی توان ادعا کرد که مصرف کنندگان آمریکا پیروز شدند، حداقل برای کوتاه مدت.

در این جنگ تجاری، چیزی که پیروز نسبی این جنگ را یعنی چینی ها را غافلگیر کرده ویتنام است.  از وقتیکه موج تعرفه ها شروع شد، تجارت ویتنام با آمریکا را هم تحت تاثیر مستقیم قرار داد و کسر درآمد تجاری ویتنام شروع به کاهش شدیدی کرد. به نظر می آید که تعداد زیادی از کسب و کار چینی ها متوجه شدند که آنها نمی توانند تولیدات خود را به ویتنام برون سپاری کرده و همه چیز مثل قبل از تعرفه ها بشود.

در نهایت به نظر میرسد کسی نمی تواند خود را از چشم های تیز مرد تعرفه ها – دونالد ترامپ پنهان کند.    

 

نفت | گاز | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز | آخرین اخبار نفت | آخرین اخبار گاز | نفت خام

 

پس از فروپاشی جماهیر شوروی، روسیه در دست گروه کوچکی از تجار و بازرگانان معروف به الیگارشی افتاد. این سیستم الیگارشی که به عنوان روسیه جدید شناخته می شد نیمی از اقتصاد روسیه از جمله بخش وسیعی از صنعت نفت و گاز را در چنگ خود داشتند. در این برنامه ما به روش این نقل و انتقالات ثروت به خصوص غول نفتی روسیه شرکت لوکویل می پردازیم.

در کریسمس سال ۱۹۹۱ رییس جمهور جماهیر شوروی میخائیل گوربوچوف در کانال تلویزیونی ملی اعلام کرد که او از این پست استعفا می دهد.بزرگترین شوکی که در این اعلامیه وجود داشت این بود که جایگزینی برای او وجود نداشت و در واقع سیاست در جماهیر شوروی رها می شد. در روزهای بعد از این، پرچم روسیه در کرملین به بالا کشیده شد و رییس جمهور جدید بوریس یلسین به قدرت رسید. بینش او برای تامین آینده روسیه شامل اصلاحات شدیدی می شد. او قصد داشت که روسیه هر چه سریعتر به بازار آزاد جهانی وارد شود. با سرمایه گذاری کابینه رییس جمهوری بوش پدر و تحقیقات اتاق فکر دانشگاه هاروارد، یلسین اقتصاد روسیه را تحت شوک درمانی قرار داد. او کنترل بر قیمت ها و ارز را حذف کرد و محدودیت ها را برای تجارت بین المللی برداشت، اما مهمترین بخش اصلاحات او - خصوصی سازی کشور بود.

ظاهرا در اقتصاد آزاد دولت نمی تواند صنایع بزرگ را راه اندازی کند اما یلسین وقت کافی برای طراحی زیر ساخت های ضروری برای فرایند خصوصی سازی نداشت. به جای آن او راهکار ساده ای را انتخاب کرد. به هر شهروند روسیه اوراق تضمینی داده می شد که قابل تعویض با سهام در هر کسب و کاری بود که تحت فرآیند خصوصی سازی قرار گرفته است. ماهیت این راهکار در این بود که هر کارگر یا کارمندی بتواند اوراق تضمینی خود را با سهام شرکتی که در آن کار میکند مبادله کند و یا اینکه این اوراق را با انتخاب خود در کسب و کار و یا صنعتی سرمایه گذاری کند که اعتقاد به پیشرفت و موفقیت آن دارد. راهکار بر روی کاغذ ایده آل بنظر می رسید اما از آن به راحتی می توانستند سوء استفاده کنند. اکثر شهروندان روسیه در آن زمان تصوری از سیستم سرمایه داری و بازار سهام نداشتند. در واقع بعد از سال ۱۹۹۱ اکثر مردم حتی خوشحال می شدند اگر حقوق خود را با چند ماه تاخیر دریافت کنند. و حالا این اوراق ضمانت ارزشی برابر با ۳۰ دلار آمریکا داشت که در آن زمان به میزان حقوق ماهانه مردم هم می رسید. اما در عمل این اتفاق افتاد که اکثر مردم فورا اوراق ضمانت خود را برای هزینه های خانواده و یا به طریقی برای خرید اشیای تجملی یا دست و دلبازی و ولخرجی های غیرضروری با پول نقد معاوضه کردند. در سال ۱۹۹۱ تعداد کمی از مردم روسیه هم آگاه و هم به حد کافی ثروتمند بودند که از این اوراق تضمینی عرضه شده درست استفاده کنند. کسانی که اگاه به موضوع بودند با سوء استفاده ی هوشمندانه از این اوراق ثروت قابل ملاحظه ای برای خود جمع کردند. به عنوان مثال شرکت سیب نفت چند ماه متوالی به کارمندای خود حقوق نمی داد برای اینکه از قرار معلوم شرکت آهی در بساط نداشت. اما صاحب شرکت رومان آبرومویچ با بخشندگی به ظاهر به کارمندان پیشنهاد می داد که اوراق تضمینی خود را به جای فروختن با سهام شرکت مبادله کنند. اکثر کارمندان در آن شرکت چاره نداشتند و این کار را کردند. پس از آن، چند شرکت نفتی که تازه خصوصی سازی شده بودند سهام بیشتری برای خرید بطور خصوصی با هدف کاهش فشارها بر روی شرکت صادر کردند. البته که کلیه این عملیات از طریق شرکت های زیرمجموعه به اصطلاح شرکت های پوسته ای که از خود دارایی نداشتند انجام می شد و به خاطر همین افراد عادی نمی توانستند درک کنند که چه چیزی در حال رخ دادن است تا اینکه دیگر خیلی دیر شد.

بیایین یه مروری بر کل پروسه میلیاردر شدن الیگارشی روسیه داشته باشیم. به عنوان مثال واگیت الکپروف که در پایتخت جمعوری آذربایجان کنونی – باکو بدنیا امد. پدر او کارگر نفتی بود و او هم مشغول به تحصیل مهندسی نفت شد و در نهایت برای کار به سیبری شرقی رفت. جایی که میادین عظیم نفتی در اوایل دهه شصت میلادی کشف شده بود. او در سال ۱۹۸۳ به مدیریت تولید در شهری بنام کوگالیم منصوب شد و با مدیریت او در عرض ۷ سال بطور چشمگیری تولید از یک میلیون بشکه در سال ۱۹۸۳ تا ۲۴۰ میلیون بشکه در سال ۱۹۹۰ افزایش یافت. او این رشد را با استفاده از ادغام سه شاخه اصلی صنعت نفت – اکتشاف و تولید، پالایش و پخش که در زمان شوروی بطور جداگانه انجام میشد بوجود آورد. بازده بالای مدیریت او توجه مسکو را جلب کرد و از او برای خدمت به عنوان معاون وزیر نفت و گاز دعوت شد. زمانی که او معاون وزیر شد کاری را که بهتر از همه بلد بود انجام داد – ادغام کردن بخش های مختلف صنایع نفت و گاز اما در مقیاسی به مراتب بزرگتر از قبل.

زمانیکه او پی برد که شوروی در حال فروپاشی است، او تمام تلاش خود را کرد تا با بوریس یلسین ارتباط خوبی برقرار کن و در نتیجه این دوستی یلسین به الکپروف خودمختاری و اختیاری را داد که او بیزنس نفتی روسیه را در پردرآمدترین بخش های کشور یکپارچه و ادغام کند. و این شد که شرکت لوکویل به عنوان ادغامی از سه شرکت بزرگ نفتی در منطقه تاسیس شد.

و حالا طبق برنامه خصوصی سازی یک سوم سهام شرکت متعلق به دولت، یک سوم به واسطه اوراق تضمینی به کارمندان و کارگران و یک سوم سهم نهایی برای سرمایه گذاری از خارج از شرکت بود. البته که الکپروف و دیگر الیگارش ها سهم کارگران را خریدند و همچنین برای آنها فرصت طلایی بوجود آمد که سهام دولت را هم، زمانیکه بوریس یلسین برای ستاد انتخاباتی خود شدیدا به پول نیاز داشت از آن بخرند.

با وجود اینکه بیزتس نفتی یکپارچه شده بود تولید شرکت لوکویل در مقایسه با شرکت های غربی به دلیل فرسایش و بازدهی پایین تجهیزات ساخت زمان شوروی کافی نبود. بنابراین لوکویل قراردادی مبنی بر فروش ۷۰ هزار بشکه در روز با شرکت شورون منعقد کرد و سود حاصله را به عنوان تضمین برای اخذ وامی به مبلغ ۷۰۰ میلیون دلار از یک شرکت ژاپنی قرار داد.

بعد از به روز کردن تجهیزات شرکت لوکویل رشد قابل ملاحظه و سریعی کرد و رکورد سودآوری را حتی در جنگ نفتی سال ۱۹۹۸ شکست. البته که بانی خیر در این موضوع الیگارش ها بودند. آنها دست به هر کاری می زدند که بتوانند ثروت خود را از روسیه خارج کنند و این کار را اکثرا با خرید سهام در شرکت های خارجی و ملک انجام میدادند. در آن زمان درمورد اینده ای که برای شرکت لوکویل و دیگر شرکت های نفتی روسیه در انتظار بود، واقعیت این شد که انها به این زودی ها ناپدید نشوند.

نفت و گاز برای اقتصاد روسیه عاملی حیاتی است حتی زمانیکه قیمت آن این اواخر رو به کاهش بوده است. بنابراین اساساً، الیگارش های روسی چند دهه است که درآمد حاصله از نفت را درجیب خود می گذارند در حالیکه به مردم روسیه چیزی نمی رسد.

 

 

نفت | گاز | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز | آخرین اخبار نفت | آخرین اخبار گاز | نفت خام

 

 

اخبار نفت و گاز | اخبار نفتی | اخبار نفت جهان | اخبار نفت ایران | اخبار انرژی | اخبار پتروشیمی | اخبار انرژی | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز | اخبار انرژی

 

 

اخبار نفت و گاز | اخبار نفتی | اخبار نفت جهان | اخبار نفت ایران | اخبار انرژی | اخبار پتروشیمی | اخبار انرژی | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز | اخبار انرژی

 

بنا به گزارش آژانس بین المللی انرژی، گاز طبیعی به اصلی ترین سوخت در ساختار انرژی اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۲۵ با تنگ کردن جایگاه نفت تبدیل می شود. در سالهای اخیر گاز طبیعی ۲۵ درصد از مصرف کل انرژی در اروپا را تشکیل می دهد. در ادامه طبق پیش بینی ها در گزارش آژانس بین المللی انرژي تا سال ۲۰۳۵ سهم گاز طبیعی در ساختار اصلی انرژی از ۲۶ درصد تا ۳۰ درصد رشد می کند.

اما اتحادیه اروپا با کمبود حدود ۲۰۰ میلیارد مترمکعب گاز در سال تا سال ۲۰۳۵ در صورتیکه واردات افزایش پیدا نکند روبرو خواهد شد. واردات گاز طبیعی به اتحادیه اروپا از ۳۱۲ میلیارد مترمربع در سال ۲۰۰۷ به ۵۱۲ میلیارد مترمربع در سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت.

تا حدی این کمبود به دلیل کاهش استخراج گاز در اتحادیه اروپا و تا حدی مربوط به سیاست اتحادیه اروپا به تشویق استفاده بیشتر از گاز طبیعی است. اولا، با سوزاندن گاز میزان کمتری دی اکسید کربن در هوا در مقایسه با دیگر سوخت های فسیلی آزاد می شود، ثانیا، گاز بطور ایده آل مکملی است برای انرژی های تجدیدپذیر که نمی توانند همیشه جوابگوی نیازهای انرژی باشند.

پروژه نورد استریم با قدرت انتقال ۵۵ میلیارد مترمکعب گاز در سال جوابگوی ۲۵ درصد نیاز تکمیلی اتحادیه اروپا به گاز است.

نورد استریم

خط لوله گاز «نورد استریم» - خط لوله اصلی گازی بین روسیه و آلمان که در اعماق  دریای بالتیک احداث شده است. این خط به طول ۱۲۲۴ کیلومتر طولانی ترین خط لوله گاز زیر آب در جهان بشمار می آید که حداکثر عمق آن ۲۱۰ متر است.

 و  در این پروژه ۴.۷ میلیارد یورو سرمایه گذاری شده است. حجم گازی كه از طريق خط لوله گاز نورد استریم  قابل تأمين است برابر با ۵۵ ميليارد متر مربع در سال، معادل با انرژی تولیدی در ۱۴ نيروگاه برق و ۵۰ نيروگاه زغال سنگ است. این خط لوله از ایستگاه پمپاژ بنام «پارتووایا» در بندری در نزدیکی ویبورگ ، استان لنینگراد شروع و نقطه پایانی آن در نزدیکی نیروگاه اتمی گریفسوالد ، منطقه مکلنبورگ قرار دارد. این خط لوله از ۱۹۹۷۵۵ قطعه که هر کدام از آنها ۲۴ تن وزن دارد ساخته شده است. در این پروژه از ۱۴۸ کشتی جهت خواباندن خط لوله در کف دریا استفاده شده است. زمان لازم برای رسیدن گاز از ابتدای آن در روسیه به انتهای آن در آلمان ۱۲ روز است.

سال های ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۶

در ماه دسامبر سال ۲۰۰۰ در راستای تصمیم کمیسیون اروپایی پروژه نورد استریم  جایگاه خود را در شبکه انتقال اروپا بدست اورد که در سال ۲۰۰۶ تصویب نهایی شد. این به ان معنا بود که نورد استریم نقش کلیدی را در توسعه مستمر و امنیت انرژی اروپا ایفا خواهد کرد.

سال های ۲۰۱۰ الی ۲۰۱۲

در ماه آوریل سال ۲۰۱۰ بخش اجرایی  پروژه خط لوله گاز نورد استریم در دریایی بالتیک آغاز شد. در ماه نوامبر سال ۲۰۱۱ انشعاب اول این خط لوله احداث و در ماه اکتبر سال ۲۰۱۲ بهره برداری شد.

در اجرای این پروژه کشورهای همچون روسیه، آلمان، هلند و فرانسه حضور داشتند. هدف این پروژه افزایش صادرات گاز به بازار اروپا و کاهش وابستگی به کشورهای ترانزیتی بود.

 در واقع این خط لوله بخش دریایی یکی از شاخه های خط لوله گاز «یامال اروپا» است. بخش روی خشکی این خط لوله گاز از شهر «گریازووتس» اغاز شده که در سال ۲۰۱۲ خط لوله گاز «گریازووتس یامال» در روسیه بطول ۹۱۷ کیلومتر و به قطر ۱۴۲۰ میلیمتر احداث شد. حلقه این لوله در آلمان، در جایی که لوله گاز OPAL که نورد استریم ۱ را به خط لوله JAGAL که ادامه خط لوله گاز «یامال اروپا» بوده و خط لوله STEGAL که ادامه خط لوله گاز « اورنگوی- پوماری- اوژهورود » وصل میکند بسته می شود. در کنار خط لوله گاز OPAL در آلمان یک خط لوله دیگری در خشکی بنام NEL به عنوان انشعاب دیگری از نورد استریم احداث شده است که گاز را به اروپای شمال غربی انتقال می دهد.

منابع تامین گاز خط لوله نورد استریم از دو میدان گازی جدید میدان Yuzhno-Russkoye واقع در منطقه اورنگوی که بهره برداری از آن در سال ۲۰۰۸ با ذخایر ۱۰۰۰ میلیارد مترمکعب شروع شد.) و همچنین میدان گازی Bovanenkovo واقع در شبه جزیره یامال که بهره برداری از آن در سال ۲۰۱۲ با ذخایر گازی ۴۹۰۰ میلیارد مترمکعب شروع شد. بمنظور اتصال میدان Bovanenkovo در سال ۲۰۱۲ خط لوله گاز Bovanenkovo-ukhta بطول ۱۱۰۰ کیلومتر که  قابلیت انتقال گاز تا ۱۴۰ میلیارد مترمکعب در سال را دارد.  

بخش فنی

در نورد استریم از لوله ای به قطر ۱۲۲۰ میلیمتر استفاده شده است. فشار در خط لوله در ورود آن در ایستگاه پمپاژ «پورتاوایا» در روسیه حدود ۲۲۰ بار (یعنی ۲۲۰ کیلوگرم بر یک سانتیمتر مربع) و در خروج لوله در خاک آلمان برابر با ۱۰۶ بار است.

قبل از پروژه نورد استریم ۱ هیچکس در دنیا خط لوله ای بدون استفاده از پمپ ها احداث نکرده که بتواند گاز را به فاصله ۱۲۲۴ کیلومتر انتقال دهد.

کمی فشار در خاک آلمان هم وجود دارد اما در گریفسوالد ایستگاه پمپی هم وجود ندارد. بنابراین انرژی نه تنها برای انتقال گاز از میان دریای بالتیک بدون ایستگاه پمپ تکمیلی کافی است بلکه برای انتقال گاز در فاصله ۱۰۰ کیلومتر در خشکی هم استفاده می شود.

از فلز منحصر به فردی برای ساخت لوله های این پروژه استفاده شده است. زمان زیادی طول کشید تا فلزکاران توانستند متریالی با چنین استحکام و انعطاف پذیری درست کنند. همچنین، سطح داخلی لوله یه طوری عمل آوری شده است که میزان زبری و ناهمواری سطح کمتر از ۶ میکرون است. در نظر باید داشت که یک میکرون ۱یک هزارم میلیمتر است. بمنظور دستیابی به چنین شاخص هایی در ابتدا لوله بطور مکانیکی صیقل داده می شود و سپس فلز با لایه پلیمری خاص پوشانده و یا رویکاری می شود. 

استفاده از چنین تکنولوژی و متریالی امکان بهره برداری حداقل ۵۰ ساله را از این خط لوله برآورد می سازد.

بطور معمول خط لوله دریایی نیاز به هزینه زیادی برای خدمات و نگهداری ندارد. وضعیت آن با استفاده از ابزار  تشخیصی مخصوص و دقیق که در خط لوله از روسیه تا آلمان رانده می شود ارزیابی می گردد. این ابزارها به اصطلاح پیستون های هوشمند هر کدام دارای سیستم محاسباتی پیچیده ای هستند. ساختار خط لوله گاز به گونه ایست که این پیستون ها بدون هیچ مانعی می توانند در داخل آن حرکت کنند. در طول تمام مسیر، محاسبه قطر داخلی که با دقتی تا ۱ میلیمتر انجام میشود برابر با ۱۱۵۳ میلیمتر است. 

در حالیکه قطر خارجی خط لوله با دور شدن از خاک روسیه به سوی آلمان بتدریج متناسب با افت فشار کاهش می یابد. در ۳۰۰ کیلومتر اول لوله می بایست در برابر فشار ۲۲۰ بار و در ۵۰۰ کیلومتر بعدی فشار ۲۰۰ بار و بعد ۱۷۰ بار مقاوم باشد. در هر کدام از این بخش ها جداره خط لوله دارای ضخامت های مختلف است از ۲۷ الی ۳۴ میلیمتر. چنین تقسیم یندی امکان صرفه جویی در هزینه ها بدون هیچگونه صدمه و زیانی به فاکتور اطمینان را بوجود آورده است.

سطح لوله از متریال ضد زنگ و بتونی مخصوصی پوشانده شده است. پوشش بتونی که از سنگ اهن با تراکم بالا که خرد شده و با سیمان مخلوط شده است ساخته می شود. در نتیجه خط لوله در یک پوسته ای از فولاد تقویت شده بشکل مارپیچ که بر روی آن بتون ریخته شده است و در طول یک شبانه روز در اتاقک های بخار عمل آوری شده است قرار دارد. از بتون کاری برا حل چند موضوع استفاده میکنند. اولا لوله را در کف دریا ثابت نگاه می که جریان اب آن را حرکت ندهد. دوما نقش عایق را برای لوله ایفا کرده که در برابر صدمات مکانیکی ممکن از آن حفاظت می کند.

اجرای پروژه نورد استریم نقش مهمی در توسعه صنایع لوله سازی روسیه داشت. در تامین لوله ها با قطر بزرگ برای بخش اول خط لوله، ۲۵ درصد تولید لوله به عهده شرکت روسی OMKو ۷۵ درصد آن بر شرکت المانی Europipe بوده است. برای بخش دوم، شرکت OMK (۲۵ درصد) و Europipe (۶۵ درصد)  و شرکت ژاپنی سومیتومو (۱۰ درصد)  تولید کرده اند.

صاحبان پروژه

صاحب و پیمانکار پروژه خط لوله نورد استریم ۱ شرکت Nord Stream AG است.

سهامداران اصلی این شرکت

شرکت گازپروم

(۵۱ درصد سهام)

شرکت نفت و گاز روسی است، که تمرکز اصلی آن بر استخراج، تولید، انتقال و فروش گاز طبیعی معطوف می‌باشد. این شرکت با تولید روزانه بالغ بر یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون متر مکعب گاز طبیعی، به‌عنوان بزرگترین تولیدکننده گاز جهان شناخته می‌شود.

شرکت وینترسهال

(۱۵.۵ درصد سهام)

شرکت نفت و گاز آلمانی است، که در زمینه اکتشاف، استخراج، انتقال و فروش نفت خام، گاز طبیعی و میعانات گازی فعالیت می‌نماید.در حال حاضر این شرکت زیرمجموعه‌ای از شرکت «ب آ اس اف» می‌باشد و به‌عنوان بزرگترین شرکت نفت و گاز آلمان شناخته می‌شود.

شرکت ا. آن رورگس

(۱۵.۵ درصد سهام)

شرکت ا. آن رورگس زیر مجموعه شرکت آلمانی «ا. آن» بزرگترین شرکت سرمایه‌گذاری، تولید و توزیع برق در جهان است. شرکت ا. آن، در بیش از ۳۰ کشور فعالیت تجاری داشته و دارای بیش از ۲۶ میلیون مشتری در سرتاسر جهان است.

شرکت گاسینی

(۹ درصد سهام)

شرکت هلندی که در زمینه انرژی و شبکه های خطوط لوله گازی فعالیت می کند. این شرکت دارای شبکه خطوط لوله گاز به حجم کلی ۱۲ هزار کیلومتر که ۳۰۰ کیلومتر آن در آلمان قرار دارد.

اینژی

 (۹ درصد سهام)

شرکت «اینژی» با نام قدیم «ژ د اف سوئز» شرکت برق و گاز چندملیتی فرانسوی که در زمینه تولید برق، توزیع گاز طبیعی و انرژی‌های تجدید پذیر فعالیت می کند. دفتر مرکزی آن در شهر پاریس، فرانسه قرار دارد. این شرکت کمپانی ژ د اف سوئز، در تاریخ ۲۲ ژوئیه ۲۰۰۸ پس از ادغام شرکت گاز دو فرانس (Gaz de France) و شرکت سوئز (Suez) تأسیس شد. سهامدار اصلی این شرکت دولت فرانسه می باشد.

 

 

نفت | گاز | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز | آخرین اخبار نفت | آخرین اخبار گاز | نفت خام