شرکت نفتی لوکویل - سمبل الیگارشی روسیه

دانستنی پست
شکل ظاهری
  • کوچکتر کوچک وسط بزرگ بزرگتر
  • فونت پیش فرض Helvetica Segoe Georgia Times

 

پس از فروپاشی جماهیر شوروی، روسیه در دست گروه کوچکی از تجار و بازرگانان معروف به الیگارشی افتاد. این سیستم الیگارشی که به عنوان روسیه جدید شناخته می شد نیمی از اقتصاد روسیه از جمله بخش وسیعی از صنعت نفت و گاز را در چنگ خود داشتند. در این برنامه ما به روش این نقل و انتقالات ثروت به خصوص غول نفتی روسیه شرکت لوکویل می پردازیم.

در کریسمس سال ۱۹۹۱ رییس جمهور جماهیر شوروی میخائیل گوربوچوف در کانال تلویزیونی ملی اعلام کرد که او از این پست استعفا می دهد.بزرگترین شوکی که در این اعلامیه وجود داشت این بود که جایگزینی برای او وجود نداشت و در واقع سیاست در جماهیر شوروی رها می شد. در روزهای بعد از این، پرچم روسیه در کرملین به بالا کشیده شد و رییس جمهور جدید بوریس یلسین به قدرت رسید. بینش او برای تامین آینده روسیه شامل اصلاحات شدیدی می شد. او قصد داشت که روسیه هر چه سریعتر به بازار آزاد جهانی وارد شود. با سرمایه گذاری کابینه رییس جمهوری بوش پدر و تحقیقات اتاق فکر دانشگاه هاروارد، یلسین اقتصاد روسیه را تحت شوک درمانی قرار داد. او کنترل بر قیمت ها و ارز را حذف کرد و محدودیت ها را برای تجارت بین المللی برداشت، اما مهمترین بخش اصلاحات او - خصوصی سازی کشور بود.

ظاهرا در اقتصاد آزاد دولت نمی تواند صنایع بزرگ را راه اندازی کند اما یلسین وقت کافی برای طراحی زیر ساخت های ضروری برای فرایند خصوصی سازی نداشت. به جای آن او راهکار ساده ای را انتخاب کرد. به هر شهروند روسیه اوراق تضمینی داده می شد که قابل تعویض با سهام در هر کسب و کاری بود که تحت فرآیند خصوصی سازی قرار گرفته است. ماهیت این راهکار در این بود که هر کارگر یا کارمندی بتواند اوراق تضمینی خود را با سهام شرکتی که در آن کار میکند مبادله کند و یا اینکه این اوراق را با انتخاب خود در کسب و کار و یا صنعتی سرمایه گذاری کند که اعتقاد به پیشرفت و موفقیت آن دارد. راهکار بر روی کاغذ ایده آل بنظر می رسید اما از آن به راحتی می توانستند سوء استفاده کنند. اکثر شهروندان روسیه در آن زمان تصوری از سیستم سرمایه داری و بازار سهام نداشتند. در واقع بعد از سال ۱۹۹۱ اکثر مردم حتی خوشحال می شدند اگر حقوق خود را با چند ماه تاخیر دریافت کنند. و حالا این اوراق ضمانت ارزشی برابر با ۳۰ دلار آمریکا داشت که در آن زمان به میزان حقوق ماهانه مردم هم می رسید. اما در عمل این اتفاق افتاد که اکثر مردم فورا اوراق ضمانت خود را برای هزینه های خانواده و یا به طریقی برای خرید اشیای تجملی یا دست و دلبازی و ولخرجی های غیرضروری با پول نقد معاوضه کردند. در سال ۱۹۹۱ تعداد کمی از مردم روسیه هم آگاه و هم به حد کافی ثروتمند بودند که از این اوراق تضمینی عرضه شده درست استفاده کنند. کسانی که اگاه به موضوع بودند با سوء استفاده ی هوشمندانه از این اوراق ثروت قابل ملاحظه ای برای خود جمع کردند. به عنوان مثال شرکت سیب نفت چند ماه متوالی به کارمندای خود حقوق نمی داد برای اینکه از قرار معلوم شرکت آهی در بساط نداشت. اما صاحب شرکت رومان آبرومویچ با بخشندگی به ظاهر به کارمندان پیشنهاد می داد که اوراق تضمینی خود را به جای فروختن با سهام شرکت مبادله کنند. اکثر کارمندان در آن شرکت چاره نداشتند و این کار را کردند. پس از آن، چند شرکت نفتی که تازه خصوصی سازی شده بودند سهام بیشتری برای خرید بطور خصوصی با هدف کاهش فشارها بر روی شرکت صادر کردند. البته که کلیه این عملیات از طریق شرکت های زیرمجموعه به اصطلاح شرکت های پوسته ای که از خود دارایی نداشتند انجام می شد و به خاطر همین افراد عادی نمی توانستند درک کنند که چه چیزی در حال رخ دادن است تا اینکه دیگر خیلی دیر شد.

بیایین یه مروری بر کل پروسه میلیاردر شدن الیگارشی روسیه داشته باشیم. به عنوان مثال واگیت الکپروف که در پایتخت جمعوری آذربایجان کنونی – باکو بدنیا امد. پدر او کارگر نفتی بود و او هم مشغول به تحصیل مهندسی نفت شد و در نهایت برای کار به سیبری شرقی رفت. جایی که میادین عظیم نفتی در اوایل دهه شصت میلادی کشف شده بود. او در سال ۱۹۸۳ به مدیریت تولید در شهری بنام کوگالیم منصوب شد و با مدیریت او در عرض ۷ سال بطور چشمگیری تولید از یک میلیون بشکه در سال ۱۹۸۳ تا ۲۴۰ میلیون بشکه در سال ۱۹۹۰ افزایش یافت. او این رشد را با استفاده از ادغام سه شاخه اصلی صنعت نفت – اکتشاف و تولید، پالایش و پخش که در زمان شوروی بطور جداگانه انجام میشد بوجود آورد. بازده بالای مدیریت او توجه مسکو را جلب کرد و از او برای خدمت به عنوان معاون وزیر نفت و گاز دعوت شد. زمانی که او معاون وزیر شد کاری را که بهتر از همه بلد بود انجام داد – ادغام کردن بخش های مختلف صنایع نفت و گاز اما در مقیاسی به مراتب بزرگتر از قبل.

زمانیکه او پی برد که شوروی در حال فروپاشی است، او تمام تلاش خود را کرد تا با بوریس یلسین ارتباط خوبی برقرار کن و در نتیجه این دوستی یلسین به الکپروف خودمختاری و اختیاری را داد که او بیزنس نفتی روسیه را در پردرآمدترین بخش های کشور یکپارچه و ادغام کند. و این شد که شرکت لوکویل به عنوان ادغامی از سه شرکت بزرگ نفتی در منطقه تاسیس شد.

و حالا طبق برنامه خصوصی سازی یک سوم سهام شرکت متعلق به دولت، یک سوم به واسطه اوراق تضمینی به کارمندان و کارگران و یک سوم سهم نهایی برای سرمایه گذاری از خارج از شرکت بود. البته که الکپروف و دیگر الیگارش ها سهم کارگران را خریدند و همچنین برای آنها فرصت طلایی بوجود آمد که سهام دولت را هم، زمانیکه بوریس یلسین برای ستاد انتخاباتی خود شدیدا به پول نیاز داشت از آن بخرند.

با وجود اینکه بیزتس نفتی یکپارچه شده بود تولید شرکت لوکویل در مقایسه با شرکت های غربی به دلیل فرسایش و بازدهی پایین تجهیزات ساخت زمان شوروی کافی نبود. بنابراین لوکویل قراردادی مبنی بر فروش ۷۰ هزار بشکه در روز با شرکت شورون منعقد کرد و سود حاصله را به عنوان تضمین برای اخذ وامی به مبلغ ۷۰۰ میلیون دلار از یک شرکت ژاپنی قرار داد.

بعد از به روز کردن تجهیزات شرکت لوکویل رشد قابل ملاحظه و سریعی کرد و رکورد سودآوری را حتی در جنگ نفتی سال ۱۹۹۸ شکست. البته که بانی خیر در این موضوع الیگارش ها بودند. آنها دست به هر کاری می زدند که بتوانند ثروت خود را از روسیه خارج کنند و این کار را اکثرا با خرید سهام در شرکت های خارجی و ملک انجام میدادند. در آن زمان درمورد اینده ای که برای شرکت لوکویل و دیگر شرکت های نفتی روسیه در انتظار بود، واقعیت این شد که انها به این زودی ها ناپدید نشوند.

نفت و گاز برای اقتصاد روسیه عاملی حیاتی است حتی زمانیکه قیمت آن این اواخر رو به کاهش بوده است. بنابراین اساساً، الیگارش های روسی چند دهه است که درآمد حاصله از نفت را درجیب خود می گذارند در حالیکه به مردم روسیه چیزی نمی رسد.

 

 

نفت | گاز | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز | آخرین اخبار نفت | آخرین اخبار گاز | نفت خام