تنگه هرمز و سرنوشت راهبرد آمریکا در ائتلاف ضدایرانی

خاورمیانه
شکل ظاهری
  • کوچکتر کوچک وسط بزرگ بزرگتر
  • فونت پیش فرض Helvetica Segoe Georgia Times
  • طی نیمه اول سال ۲۰۱۹، چین از طریق تنگه هرمز ۳.۳ میلیون بشکه در روز نفت دریافت کرده که یک میلیون بشکه در روز بیشتر از پنج سال گذشته بوده است. هند نیز در دوره زمانی فوق الذکر ۵۰۰ هزار بشکه در روز واردات داشت، در حالی که این میزان در نیمه اول سال جاری به ۲.۵ بشکه در روز رسید.
  • کنش فعالانه در نمایش و اعمال قدرت ایران در «واکنش حداکثری» در برابر سیاست های تجاوزکارانه می تواند محاسبات دیگر کشورها را در «اثربخشی تشکیل ائتلاف ضدایرانی به رهبری ایالات متحده» با چالش مواجه کند، زیرا تشدید بحران منجر به تشدید آسیب پذیری اقتصادی آنها خواهد شد.

وضعیت کنونی نقل وانتقالات نفت از تنگه هرمز

 براساس آمار کپلر، تنگه هرمز به عنوان گلوگاه اصلی مبادلات نفتی جهان است و در سال ۲۰۱۹ براساس تخمین ها به طور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز مجموع نفت خام، میعانات و فرآورده های نفتی (۲۰ درصد از عرضه نفت جهان) از این منطقه صورت می گیرد. براساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا این میزان در سال ۲۰۱۸ به طور میانگین ۲۱ میلیون بشکه در روز بوده است. عربستان سعودی در نظر دارد در ماه های آتی ظرفیت ۵ میلیون بشکه در روز خط لوله غربی – شرقی خود را به ۷ میلیون بشکه در روز افزایش دهد. در حال حاضر، از یک خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری که هسته اصلی نفت در استان شرقی را به پایانه دریای سرخ واقع در ینبوع متصل می کند، حدود ۲ میلیون بشکه در روز نفت خام ارسال و حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز نیز از مرزهای غربی صادر می شود، یعنی در صورت بروز اختلال در تنگه هرمز ۵ میلیون بشکه در روز از مازاد نفت خام عربستان به ساحل غربی منحرف خواهد شد.

عراق هم در تلاش است از پایانه سیحان ترکیه نفت صادر کند و خطوط لوله جدیدی در پایانه های لبنان و سوریه بسازد. مذاکرات به منظور بازگشایی خط لوله عراق در عربستان سعودی موسوم به IPSA میان بغداد و ریاض انجام شده است. شایان توجه است که این خط لوله قریب به ۳۰ سال مسدود بود. خط لوله IPSA از بصره در جنوب عراق تا خط لوله شرقی-غربی عربستان سعودی، امتداد دارد و ظرفیت حمل آن ۱٫۶ میلیون بشکه در روز است. طی نیمه نخست سال جاری حدود ۱۵.۵ میلیون بشکه در روز نفت از تنگه هرمز ترانزیت شده که مبدأ این میزان نفت از کشورهای ایران، کویت، قطر، امارات، عراق و عربستان سعودی بوده است.

به دلیل اعمال تحریم ها علیه ایران و توافق اوپک پلاس، ترانزیت نفت از نیمه اول سال گذشته ۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. در نمودار زیر، حجم ترانزیت نفت به مقاصد مختلف طی سالهای ۲۰۱۹-۲۰۱۴ ارائه شده است. در نیمه نخست سال جاری میزان فروش نفت به بازار آسیا از خلیج فارس ۱۲.۹میلیون بشکه در روز بوده است. طی نیمه اول سال ۲۰۱۹، چین از طریق این تنگه ۳.۳ میلیون بشکه در روز نفت دریافت کرده که یک میلیون بشکه در روز بیشتر از پنج سال گذشته بوده است. هند نیز در دوره زمانی فوق الذکر ۵۰۰ هزار بشکه در روز واردات داشت، در حالی که این میزان در نیمه اول سال جاری به ۲.۵ میلیون بشکه در روز رسید. در مقابل، صادرات نفت از تنگه هرمز به غرب به ویژه به آمریکا بسیار کاهش یافته و علت آن رشد تولید نفت شیل بوده است. پالایشگران آمریکایی فقط ۸۰ هزار بشکه در روز از تنگه هرمز طی نیمه نخست سال جاری نفت  وارد کردند که نسبت به زمان مشابه سال ۲۰۱۴، روزانه یک میلیون بشکه کاهش یافته است.

عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عراق تنها کشورهای دارای خطوط لوله میانبر عملیاتی بر انتقال نفت به پایانه های خارج از خلیج فارس هستند.

علاوه بر ۲ میلیون بشکه در روز که عربستان در حال حاضر به خط لوله غربی – شرقی انتقال می دهد، عراق ۵۰۰ هزار بشکه در روز از طریق یک مسیر شمالی به ترکیه با ظرفیت تقریبی ۷۰۰ هزار بشکه در روز ارسال می کند. امارات متحده عربی با خط لوله ۱.۵ میلیون بشکه در روز بین حبشان – فجیره، ۶۰۰ هزار بشکه در روز نفت انتقال می دهد. در نقشه، موقعیت جغرافیایی کشورهای صادر کننده نفت از تنگه هرمز ارائه شده است.

۲. تحلیل علل و آثار راهبرد آمریکا در تشکیل ائتلاف دریایی ضدایرانی در خلیج فارس

 مقدمه و طرح مسئله

 بروز سلسله رخدادهای مرتبط با ترانزیت انرژی در تنگه هرمز نظیر رخداد تانکرهای نفتی در بندر فجیره امارات متحده عربی در ۱۲ مه، حمله به کشتی های ژاپنی و نروژی در دریای عمان در ۱۳ ژوئن، توقیف نفتکش حامل نفت ایران به نام گریس -۱ و متعاقب آن توقیف نفتکش انگلیسی ناقض دستورالعمل های ناوبری دریایی تنگه هرمز توسط ایران منجر به تدوین راهبردها و اقدامات امنیتی مختلفی از سوی کشورها شده است. یکی از این اقدام ها، تلاش های ایالات متحده با توسل به اتهام به ایران در ایجاد اختلال در ترانزیت دریایی به منظور تشکیل «ائتلاف آمریکایی تأمین امنیت دریایی ضدایران» است. این گزارش به ارزیابی خواهد پرداخت:

الف) اهداف ایالات متحده از ایجاد ائتلاف دریایی ضدایرانی در مورد تنگه هرمز

ب) واکنش دیگر کشورها (ژاپن) به تقاضای آمریکا به پیوستن به ائتلاف دریایی به رهبری خود

 ج) اثرگذاری این اقدام ها بر بازار جهانی نفت

 د) رهنمودهای سیاستگذارانه برای ایران در این حوزه

 

تحلیل و ارزیابی

 الف) اهداف ایالات متحده از ائتلاف سازی دریایی ضدایران در تنگه هرمز

با استناد به ارزیابی رفتار و تحلیل محتوای بیانیه های رسمی و بررسی های کارشناسان، می توان گفت که ایالات متحده رویکرد ائتلاف سازی دریایی علیه ایران را ساز و کاری در راستای رسیدن به اهداف چندگانه ذیل می داند؛

۱-۲. ائتلاف سازی در راستای اجماع سازی جهانی در راهبرد «فشار حداکثری بر ایران»

 خروج ایالات متحده از برجام و عدم تمدید معافیت های خرید نفت ایران در ۲ مه ۲۰۱۹ با واکنش منفی جهانی روبه رو شد و در سطح راهبردهای سیاسی، اولا از سوی دیگر شرکای برجام و ثانیا دیگر کشورهای بین المللی مورد حمایت قرار نگرفت. از این رو در بازگردانی تحریم های یکجانبه خود علیه ایران در قالب «فشار حداکثری»، در سطح سیاسی با تجربه تحریم های قبلی علیه ایران در سال های ۲۰۱۵-۲۰۱۰ (پیش از برجام) با حمایت بین المللی مواجه نشد. فشار حداکثری راهبرد اعلامی ایالات متحده علیه ایران به منظور نیل به اهداف خود در بازنگری بندهای مهم برجام نظیر «غروب آفتاب»، تسری توافق به حوزه موشکی و نظم منطقه ای است. استناد به اتهامات تهدید امنیت انرژی جهانی، ساز و کاری برای آمریکا بوده که بتواند با آن اجماع جهانی علیه ایران ایجاد کند و مجددا کنش های ایران در عرصه منطقه ای و بین المللی را در دستور کار تهدیدهای صلح، امنیت و اقتصاد بین المللی قرار دهد. این اجماع سازی در صورتی که موفق شود، می تواند مجددا ایران را به عنوان تهدید بین المللی مطرح سازد. تهدیدسازی جدیدی که برخلاف موضوع هسته ای ایران، ایالات متحده انتظار دارد در موضوع تهدید انرژی با دغدغه و همراهی بین المللی بیشتری روبه رو شود، زیرا به نظر ایالات متحده، موضوع انرژی نسبت به موضوع هسته ای می تواند با نگرانی و واکنش بین المللی بیشتری مواجه شود.

۲-۲ . امنیتی سازی انرژی برای رقبا به منظور تقویت هژمونی بین المللی با توجه به کاهش وابستگی واردات نفتی خود

 ایالات متحده در پرتو توسعه انقلابی نفت شیل خود علاوه بر کاهش وابستگی وارداتی، به حوزه صادرات نفت نیز اقدام کرده است. این امر سبب شده است که «آسیب پذیری امنیتی عرضه نفت خاورمیانه را برای خود» کاهش دهد، هرچند که «حساسیت امنیتی/ اقتصادی ایالات متحده» نسبت به تحولات انتقال انرژی (به دلیل اثر تحولات خاورمیانه بر قیمت جهانی و افزایش قیمت نفت وارداتی ایالات متحده از کانادا و مکزیک) را افزایش دهد. این در حالی است که دیگر رقبای اقتصادی و سیاسی ایالات متحده در سطح جهانی نظیر چین، اتحادیه اروپا و ژاپن  نیز هم دارای «آسیب پذیری امنیتی عرضه » و هم دارای «حساسیت قیمتی» نسبت به تحولات خاورمیانه هستند. این امر سبب شده است که ایالات متحده با برجسته کردن تهدید امنیت انرژی جهانی از سوی ایران به دنبال ایجاد ائتلافی باشد که در ظاهر به سود رقبای ایالات متحده بوده اما این کشور از این روند در راستای تثبیت هژمونی جهانی خود بهره خواهد برد؛ زیرا به رغم کاهش وابستگی خود به واردات نفت خاورمیانه، به عنوان هژمون جهانی در راستای تأمین امنیت کالای عمومی جهانی اقدام می کند. ائتلاف جهانی دریایی ضدایرانی در حقیقت اثبات این است که دیگر کشورهای جهانی برای امنیت انرژی خود باید به ایالات متحده توسل کنند؛ در حالی که خود ایالات متحده جز حساسیت قیمتی،  نسبت به انتقال نفت خلیج فارس وابستگی ناچیزی دارد.

۳-۲ جلوه دادن ایران به عنوان تهدید امنیت انرژی، وابسته سازی تأمین امنیت انتقال انرژی به حضور نظامی خود و کسب امتیازات تجاری از رقبا

 ایالات متحده در چارچوب «ناسیونالیسم اقتصادی جدید خود» در دولت ترامپ وارد جنگ تجاری با رقبا و متحدان سنتی خود نظیر اتحادیه اروپا، چین، هند، ژاپن و همسایگان خود شده است. وابسته سازی امنیتی جریان انرژی به ائتلاف تحت رهبری خود با «تهدیدسازی از ایران» زمینه ای برای کسب امتیازات تجاری به سود ایالات متحده در مذاکرات اقتصادی تجاری است. در این راستا، با تهدیدسازی متقلبانه از اقدام های ایران در تهدید امنیت انرژی جهانی به رقبای تجاری خود بیان خواهد کرد که یا به اعطای امتیاز تجاری به ایالات متحده اقدام کنند یا بدون حضور نظامی ایالات متحده، به تأمین امنیت عرضه انرژی مورد نیاز خود اقدام کنند. همچنین کسب امتیازات تجاری و اقتصادی در سطح شرکای منطقه ای صادر کننده نفت نیز با تهدیدسازی از اقدام های ایران قابل ذکر است.

۴-۲. ایجاد ائتلاف دریایی به منظور تشکیل سیستمی برای نظارت و کنترل فروش غیررسمی نفت ایران

 در عین اینکه ایالات متحده در سیاست اعلامی به دنبال امنیت انتقال انرژی از آبراه های بین المللی است اما در صدد «ائتلاف سازی جهانی» برای «اجرای تحریم های یک جانبه خود در سیاست به صفر رساندن صادرات نفت ایران» است تا از ابزارهای نظامی این ائتلاف سازی در راستای رهگیری و توقف اقدام های ایران در فروش غیر رسمی نفت خود در بازارهای بین المللی استفاده کند. تلاش های ایالات متحده در اتهام های مربوط به کشتی گریس -۱ به دادگاه حکومت جبل الطارق به عنوان کمک به نیروهای سپاه پاسداران در همین راستا بود که «شبکه دور زدن تحریم های ایران را متلاشی کند.» در حقیقت، ائتلاف سازی دریایی ایالات متحده با شعار تضمین ثبات انتقال انرژی، ابزاری برای اختلال در صادرات نفت ایران به صورت غیر رسمی در راستای تحمیل اجرایی تحریم های یک جانبه خود بر این کشور است.

۵-۲. ائتلاف سازی دریایی برای اختلال در خصوص اقتصاد ایران با متحدان منطقه ای ایالات متحده آمریکا ایران در حال حاضر نیازمندی های انرژی دولت سوریه را تأمین می کند، ائتلاف سازی دریایی ایالات متحده در صدد ایجاد اختلال ارتباط دریایی اقتصادی ایران با متحدان منطقه ای خود است. در این راستا، در صورت ائتلاف سازی آمریکا، هرگونه ارتباط دریایی ایران با متحدان خود در سوریه و یمن با رهگیری و انسداد رو به رو خواهد شد.

۶-۲. تحریک ایران به رادیکال شدن، کاهش تعهدات برجامی و فروپاشی رسمی برجام

موفقیت پروژه ائتلاف سازی بین المللی ایالات متحده با تهدیدسازی امنیتی از ایران می تواند پروژه دور زدن تحریم های انرژی از سوی ایران را با اختلال مواجه کند. در این راستا آمریکا انتظار دارد با کسب همکاری بین المللی به اعمال اختلال در ترانزیت دریایی نفت ایران پرداخته تا ایران حتی به صورت غیررسمی نیز نتواند نفت خود را بفروشد. تیم تندرو حاضر در سیاست خارجی آمریکا به رهبری جان بولتون انتظار دارد تا با تشدید فشار سیاسی – اقتصادی بر ایران و حتی با فشار بر ترانزیت دریایی نفت، این کشور با کنار گذاشتن تعهدات خود به فروپاشی رسمی برجام کمک کرده و مجددا با استفاده از مکانیزم ماشه مندرج در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ از سوی کشورهای اروپایی، تحریم های قبلی بین المللی نظیر قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت در مورد شناسایی ایران به عنوان تهدید صلح و امنیت بین المللی بازگردد. گفتنی است ایالات متحده به دلیل خروج از توافق برجام، توانایی استفاده از مکانیزم ماشه مندرج در برجام برای رأی گیری در مورد تداوم لغو تحریم های ایران در شورای امنیت را ندارد.

ب) تحلیل واکنش ژاپن به درخواست آمریکا در پیوستن به ائتلاف دریایی ضدایرانی

 کشورهای مختلف جهان به جز چند کشور موافق نظیر آلمان تاکنون یا موضع منفی خود را با پیشنهاد ائتلاف دریایی ضدایرانی به رهبری ایالات متحده بیان داشته اند یا موضع مبهم و دو پهلویی گرفته اند. کشور ژاپن نیز موضع مبهم و دو پهلویی داشته است. بخشی از این ابهام ناشی از محدودیت های قانون اساسی این کشور است. این کشور طبق قانون اساسی خود در ماده (۹) و ضمیمه تفسیری ماده (۹۶) در سال ۲۰۱۵ دارای نیروی نظامی با اهداف تهاجمی نیست و صرفا نیروی نظامی دفاع از خود را دارد. مطابق تفسیرهای اخیر ماده (۹۶) نیروی نظامی، این کشور می تواند در عملیات صلح بانی تحت نظارت سازمان ملل مشارکت بین المللی داشته باشد.

در بخش دیگری از سیاست ابهام این کشور در مشارکت با ایالات متحده در تشکیل ائتلاف دریایی، علاوه بر رابطه نزدیک اقتصادی – سیاسی با ایران، موضوع عدم قطعیت نتیجه بخش بودن ایجاد ائتلاف در کنترل بحران امنیتی انتقال انرژی جهانی است. به نظر مقام های ژاپنی این اقدام می تواند با تحریک بیشتر ایران به تشدید بحران امنیت انرژی در خلیج فارس منجر گشته و به تبع آن امنیت عرضه انرژی ژاپن را بیشتر تهدید کند.

به همین دلیل براساس یادداشت روزنامه ژاپن تایمز، ژاپنی ها اعزام ناو نیروی دریایی دفاع از خود را به منطقه خاورمیانه، نه با هدف مشارکت در خلیج فارس بلکه برای مشارکت در دریای عدن اعلام کرده و سرنوشت مشارکت خود را منوط به واکنش دیگر متحدان بزرگ آمریکا در اتحادیه اروپا و نیز بعد از مذاکرات گروه هفت اعلام کرده اند.

ج) آثار تحولات اخیر مربوط به ترانزیت دریایی بر بازار جهانی نفت

 براساس نظر بسیاری از کارشناسان، با توجه به ظرفیت ها و پتانسیل های آفندی و پدافندی نظامی ایران در منطقه خلیج فارس، هرگونه اقدام ائتلاف دریایی آمریکایی علیه ایران نه تنها به کاهش تهدیدهای امنیت انتقال انرژی از خلیج فارس منجر نمی شود، بلکه می تواند به تشدید بحران نیز منجر شود. از این رو کشور های مختلف به جای همکاری سریع با پیشنهاد آمریکا در صدد میانجیگری در حل بحران ترانزیت انرژی خلیج فارس هستند.

مطالعه روند قیمت نفت نیز نشان می دهد که تحولات امنیت انتقال انرژی خلیج فارس و تنگه هرمز که روزانه ۲۲ میلیون بشکه نفت خام، میعانات و فرآورده را ترانزیت می کند، به ویژه پس از آزادسازی نفتکش ایرانی از سوی حکومت جبل الطارق بر قیمت جهانی نفت، اثر زیادی نداشته است. اما از نظر هزینه حمل و نقل و بیمه کشتی ها، تأثیر مهمی بر بازار نفت داشته به نوعی که هزینه بیمه نفتکش ها در این منطقه افزایش اساسی داشته است. و از نظر راهبردی، تشدید تحولات انتقال انرژی خلیج فارس به تحریک بیشتر بعضی کشورهای صادر کننده نفت خاورمیانه در تسریع پروژه های احتمالی جایگزین کردن مسیر انتقالی تنگه هرمز و تحریک بیشتر کشورهای بزرگ مصرف کننده به متنوع سازی منابع واردات نفت خود به مناطق غیر خاورمیانه ای منجر خواهد شد. مواردی که احتمالا آثار آن در میان و بلندمدت نتیجه خواهد داد.

د) جمع بندی: نقطه نظرات کارشناسی برای تأمین بیشینه منافع ملی / انرژی ایران

  • توقیف نفتکش گریس -۱ که حامل نفت ایران بود، این نکته را نشان داد که ایالات متحده در راهبرد فشار حداکثری خود قصد دارد تا انتقال نفت ایران را در فروش غیر رسمی خود با مشکل مواجه کند. امری که اگر ایران به آن واکنش نشان نمی داد به ایجاد رویه‌ای منجر می شد که علاوه بر تحریم های ظالمانه، ایران با روند مقابله فیزیکی و نظامی آمریکا با هرگونه پروژه‌ی دور زدن تحریم ها مواجه می شد. موضوع تشکیل ائتلاف دریایی آمریکا علیه ایران بعد از بروز و ظهور اراده ایران در دفاع از منافع خود با توقیف نفتکش انگلیسی مطرح شد.
  • کنش فعالانه در نمایش و اعمال قدرت ایران در «واکنش حداکثری» در برابر سیاست های تجاوزکارانه می تواند محاسبات دیگر کشورها را در «اثربخشی تشکیل ائتلاف ضد ایرانی به رهبری ایالات متحده» را با چالش مواجه کند، زیرا تشدید بحران به تشدید آسیب پذیری اقتصادی آنها منجر خواهد شد. این در شرایطی است که ایران به دلیل تحریم ها با صادرات نفت چندانی روبه رو نبود و «توازن آسیب پذیری به صورت نامتقارن» بین ایران و متحدان منطقه‌ای آمریکا توزیع شده بود. در حقیقت، تشدید بحران انتقال نفت در خلیج فارس بیشتر به ضرر کشورهای تولید کننده نفت متحد آمریکا در منطقه و مصرف کنندگان بزرگ نفتی است تا ایران که نفت چندانی حتی به صورت غیررسمی صادر نمی کند. این امر به احتمال زیاد منجر به تشویق مصرف کنندگان بزرگ به میانجیگری در حل بحران می انجامد تا همکاری در مشارکت ائتلاف آمریکایی.
  • اقدام های ایران باید برای اثربخشی بیشتر در بستر رژیم های حقوقی بین المللی انجام شود که در واکنش به تحریم های یک جانبه ایالات متحده و دخالت در انتقال نفت در فرایند صادرات رسمی و غیررسمی نفت ایران است.
  • کنش فعالانه ایران از نظر نظامی و دیپلماتیک می بایست به صورت منسجم و به عنوان سیاست واحد نظام جمهوری اسلامی به اجرا درآید و از هرگونه بیان اختلاف رویکرد در سیاست واکنشی ایران توسط نهادهای مسئول اکیدا پرهیز شود. به عنوان مثال، بیان مواضعی نظیر اینکه آزادی نفتکش ایرانی از سوی حکومت جبل الطارق محصول دیپلماسی فعال دولت بوده که نشان از بی توجهی به اقدام های کنترلی نهاد نظامی کشور است، با ضرورت انسجام کشور در تدوین و اجرای سیاست های واکنشی نظام به تهدیدهای خارجی در تعارض است.

منبع: مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

 

اخبار نفت و گاز | اخبار نفتی | اخبار نفت جهان | اخبار نفت ایران | اخبار انرژی | اخبار پتروشیمی | اخبار انرژی | اخبار نفت | اخبار گاز | جدید ترین اخبار نفت | جدید ترین اخبار گاز